otagh baghli
otagh baghli
part 8
آروم از بغل مامان اومد بیرون که یهو چشمش
به من افتاد
همینجور به هم زل زده بودیم ....
صبر کن ببینم ....
چرا این انقد قیافش آشناست؟...
انگار همین چند ساعت پیش دیدمش.....
بیشتر به قیافش دقت کردم که....
بلهههه فهمیدم همون یارویی که میخواست منو
با اون ماشین فاک/یش زیر کنه پسره مامانه
یا بهتره بگم برادره ناتنی من
یعنی اون منو شناخته ؟...
اهههه چی میگی دختر معلومه که شناختت
همین یه ساعت پیش هم دیگر و دیدیم
و متاسفانه اولین دیدار مون خوب نبود
یعنی اصلا خوب نبود
همینطور به هم دیگه نگاه میکردیم
که روشو برگردوند سمت مامان و گفت :....
( جونگکوک رو کوک مینویسم )
کوک: مامان اون کیه ؟
لونا : آهه عزیزم اون دخترمه
کوک : دخترت ؟
مامان !!
تو ازدواج کردی ؟( سرد و تعجب)
لونا : نه نه ا/ت دختر خونده ی منه !!
اوهو یعنی تصور این که مامان ازدواج کرده
انقد عصبیش میکنه که در عرض چند ثانیه حالت صورتش به کل عوض میشه ...
فکر کنم دوقطبیه
همین الان دیدم تو بغل مامان بغض کرده بود
از خوشحالی
الان یهو انقد سر شد
بیخیال!!
مطمئنم اگه من هم بودم یکم ناراحت میشدم
تو این چند سال اگه مامان ازدواج میکرد
زندگی من بد تر میشد
که یهو .....
ادامه دارد ....🌒
part 8
آروم از بغل مامان اومد بیرون که یهو چشمش
به من افتاد
همینجور به هم زل زده بودیم ....
صبر کن ببینم ....
چرا این انقد قیافش آشناست؟...
انگار همین چند ساعت پیش دیدمش.....
بیشتر به قیافش دقت کردم که....
بلهههه فهمیدم همون یارویی که میخواست منو
با اون ماشین فاک/یش زیر کنه پسره مامانه
یا بهتره بگم برادره ناتنی من
یعنی اون منو شناخته ؟...
اهههه چی میگی دختر معلومه که شناختت
همین یه ساعت پیش هم دیگر و دیدیم
و متاسفانه اولین دیدار مون خوب نبود
یعنی اصلا خوب نبود
همینطور به هم دیگه نگاه میکردیم
که روشو برگردوند سمت مامان و گفت :....
( جونگکوک رو کوک مینویسم )
کوک: مامان اون کیه ؟
لونا : آهه عزیزم اون دخترمه
کوک : دخترت ؟
مامان !!
تو ازدواج کردی ؟( سرد و تعجب)
لونا : نه نه ا/ت دختر خونده ی منه !!
اوهو یعنی تصور این که مامان ازدواج کرده
انقد عصبیش میکنه که در عرض چند ثانیه حالت صورتش به کل عوض میشه ...
فکر کنم دوقطبیه
همین الان دیدم تو بغل مامان بغض کرده بود
از خوشحالی
الان یهو انقد سر شد
بیخیال!!
مطمئنم اگه من هم بودم یکم ناراحت میشدم
تو این چند سال اگه مامان ازدواج میکرد
زندگی من بد تر میشد
که یهو .....
ادامه دارد ....🌒
- ۵.۶k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط