{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روےکاغذ نوشتم : دست هـــاے تو …

روےکاغذ نوشتم : دست هـــاے تو …
و روی آن دست کشیدم !
روی کاغذ نوشتم : شانـــه های تو …
و سر بر شانه ات گذاشتم !
روےکاغذ نوشتم : چشــــم هاے تو …و یک دل سیر تماشایشان کردم !
هر صبح …
با مشتـــی کاغذ در آغوشم …
از خواب  تـــو بیدار شدم !
و اینک
روی همــــان کاغذ قـــدیمی
می نویسم :
من …از این زندگـــی ڪاغذے خسته ام !
دیدگاه ها (۱)

دلم که میشکندتغییر میکنم !برگ میشوممرگ میشومومیمیرم،،،انار،،...

بگذار که همسایه های ساکت ماننام تو را ندانندهمین زلال زرد رو...

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من این همه بی ...

دِلتنگــــــــــــم. . . دِلتنــــــگ کســی که هیــــــچکسَم...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

فیک تهیونگ مافیایی

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت۲]صبح روز بعد، ات هن...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

#برادر ناتنی من

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط