{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش امشب آخـــــرین شب باشه

کاش امشب آخـــــرین شب باشه
آخـــــرین خاموشی چشمام
آخـــــرین بی حسیه دستام
آخـــــرین خیسی بالشت زیر سرم
و آخـــــرین شکست قلبم..
دلم یه آخـــــرین میخواد..
.
کاش میشد آرزومو فریاد بزنم
بگم خدایا فقط..
"مـــــــــــــــــرگ"
خدا بیـــاد بـــگه پـــاشــــو بریــــم دیگــــه نمـــےتـــونم اشـــکاتــو بــبــیــنـم ...
ینی میشه.....
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

پارت ۲۲بعد کلی تفریح عمو تلویزیون و خاموش کرد و و میز کنار ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁹+ جونگکوک‌ نمیتونم بیارمش.جونگکوک‌ و یونا ...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

Forced MarriagePart 43بعد از اون اتفاق شرکتدیگه تمرکزم روی ه...

part : 43chapter : 2× با اون پسره ی عوضی میرقصی آره ؟ من امش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

نامجون ویو : جلوی آیینه وایساده بودم و داشتم کرواتم رو که جو...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط