{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دور گردنش شال پیچیدند و سرش کلاه گذاشتند و رفتند ...

دور گردنش شال پیچیدند و سرش کلاه گذاشتند و رفتند ... کسی نفهمید همین محبت ها آدم برفی را آب کرد ...
دیدگاه ها (۳)

خیلی سخته.. یه روزی صدای خنده هات همه جا پخش میشد اما حالا ب...

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ...ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼﺩﺍﻍ ﺩﻟﺖ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﺸﻪ !ﻣﯿ...

عشق های امروزی را چشیده ای دلبندم؟ طعم کشک می دهند سراپا ادع...

دانشجوى پسرى كه درس منطق رو افتاده بود از استاد پرسيد:واقعا ...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

جنگل نفرین شده پارت ۵

رمان تهیونگ

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

پارت ۱۹۵

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط