{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادمه بچه بودیم تو گذشته های دور

یادمه بچه بودیم تو گذشته های دور
اون زمون که قلب ما پر بود از شادی و شور
روزی که تورو دیدم موهاتو بافته بودی
با گل سپید یاس یه روبند ساخته بودی
روزی که تورو دیدم موهاتو بافته بودی
با گل سپید یاس یه روبند ساخته بودی

بعد از اون روز قشنگ از خدا راضی شدم
از دم صبح تا غروب با تو هم بازی شدم
چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت
تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته ها گذشت
چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت
تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته ها گذشت

یادمه روی درخت دوتا دل کنده بودیم
سال بعد از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم
شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقه ها
شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه ها
شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقه ها
شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه ها
دیدگاه ها (۲)

(وقتی دو هفته میره تور جهانی و...)

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۱۰ | دیگه فقط همسا...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

#تکپارتی_سونگمیندلم میخواست با تمام وجود بغلش کنم و بهش بگم:...

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )«ورژن ز...

#چندپارتیموضوع:(وقتی ازش فرار میکنی)تا ابد و یک، دوست دارم!ج...

خب به مناسبت تولد رئو میخوام ازش یه تک پارتی بزارم.Reo:همیشه...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )«ورژن ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط