" My wild boy fired "
Part : 16
همدیگر و با عشق میبوسیدن که کسی زد به شیشه ماشین که طرف ات بود و باعث شد از هم جدا شن ات بدون اینکه سرشو برگردونه
+کیه
–آروم باش یکی از دوس...
پسره : ات خودتی
+خاک به سرم داداشمه
–مطمئنی
+آره
–اشکال نداره بزار شیشه رو بدم پایین
+نه نه نکنی
پسره : تهیونگ؟
+وایی تو رو از کجا میشناسه
–رفیقمه
+چی*بلند*
پسره : هوی شما دوتا دارین چه غلطی میکنین
–*شیشه رو داد پایین*
+سلام داداشی خوبی*لبخند ظایع*
جین : چرا شما دوتا داشتین همو میبوسیدین*اخم*
+داستانش طولانیه سوار شو برات تعریف میکنم
.......................
* علامت جین ♧*
♧پس یعنی شما دوتا باهم قرار میزارین؟
–آره
♧ببینم تا کجا پیش رفتین؟
+به خدا کاری نکردیم تا همون جایی که دیدی
♧د همچین بگیرم بزنمت که
–یاااا با دوست دختر من درست صحبت
♧تو یکی خفه شو یه چه جرعتی با خواهر من قرار میزاری
–دلم خواست
♧*میخواست تهیونگ رو بزنه*
+جین....ببین داداشی آروم باش به خدا نمیدونستم رفیقته
♧اصلا تو غلت کردی قرار میزاری
–هوی مگه به تو نگفتم باهاش درست صحبت کن
♧ایششش.....
+بسه*بلند*
♧تو هنوزم باید جواب سوالای منو بدی
+چشم ولی لطفا به مامان بابا چیزی نگو*مظلوم *
♧نه
+ترو خدا *کیوت مظلوم *
♧باشه ولی حواسم به جفتتون هست*اخم*
+مرسی داداشی گلم
پرید بغل جین و لپشو بوس کرد
–ات چیکار میکنی*بلند*
+ها کاری نکردم
–چرا بوسش کردی*اخم*
+حسودیت شد
–لبای تو فقط برای منه
+قربونت بشم دیگه تکرار نمیشه*لب تهیونگ رو سطحی بوسید*
♧یاااا جلوی من از این چندش بازیا نکنین
–دوست دخترم دلم میخواد
+بسه دیگه ما بریم
–باشه عشقم
+خدافظ
–خدافظ
ات و جین رفتن خونه و تهیونگ هم به سمت خونشون را افتاد که...........
ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۳۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.