" My wild boy fired "
Part : 18
تهیونگ دستشو انداخت دور کمر ات و به خودش چسبوندش
یااا ولم کن
که لب های نرم تهیونگ روی لب های قرمز و خوردنی ات قرار گرفت بعد از چند مین که دیگه نفس کم آورده بودن از هم جدا شدن(اینا از اولش دارن همو میخورن😂😈)
زشته اگه یکی ببینه
–کسی نیست
ایششش پرو(خودتی)
–تا دیگه تو باشی با من لجبازی نکنی
ایش..زود باش بریم ممکنه ببیننمون
♧یا شما دوتا
اوپا
–چرا تو اینقدر مزاحمی
♧ من مزاحمم خجالت نمیکنین وسط کوچه غلط اضافی میکنین
تو مگه دانشگاه نداری چرا اینجا وایسادی
♧اینجام تا نزارم بیشتر از این آبرو ریزی کنین
–آقای اخلاق برو تا کار دستت ندادم
–ات بریم
باشه
♧یاااا من اینجا بوقم
ات و تهیونگ به جین محل نذاشتن و سوار ماشین شدن و رفتن
–ات...
هوم
–هیچی
ویو تهیونگ
دو دلم نمیدونم چجوری بهش بگم خیلی میترسم از این میترسم که ولم کنه...مطمئنم ناراحت میشه..دوست ندارن ناراحتیشو ببینم..ولی نمیتونم حالا که اینقدر به خواستم نزدیکم ولش کنم...ولی آخه چجوری بهش بگم
تهیونگ
–ها..بله
چند بار صدات زدم متوجه نشدی
–آه..ببخشید نفهمیدم..چیزی میخواستی بگی
اتفاقی افتاده
–نه
مطمئنی
–آره
آخه همش تو فکری
–مشکلی نیست خوبم
اوهوم
ویو تهیونگ
بهش بگم؟؟؟؟ نه الان وقتش نیست
*رسیدن مدرسه*
–رسیدم
آه چقدر زود
–بریم؟
بریم(کاجأ😂)
از ماشین پیاده شدن که.........
ادامه دارد........
تازه از خواب بیدار شدم😂😑
نگفتین بعدی رو از کی بزارم فقط از کوکی و ته ته نمیزارم چون قبلا نوشتم
بگین تا زودتر بنویسم
دیدگاه ها (۴۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.