{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دخترای شیطون

رمان دخترای شیطون
پارت_۶۴

یه ماشین با سرعت اومد سمت ارمیا
من:ارمیاااااااا
ارمیا با جیغ من برگشت با دیدن ماشین شریع خودشو عقب کشید
اشکام ریخت رو گونم
سریع رفتم‌سمتش و بغلش کردم
خدا لعنتت کنه ارسنننن خدا لعنتت کنه
وای خدا
ارمیا درحالی که نفس نفس میزد منو محکم تو بغلش گرفته بور
اره خداااااااا من دوسش دارم‌از نبودش میمیرم ای خدااا ای خدا ارسنو بکش اخه من چرا زودتر متوجه نشدم که ارمیا همه دنیامه
ارمیا:تموم شد دیگ اروم باش خانمی
با هق هق گفتم
من:اگ یه بلایی سرت میومد من چکار میکردم اخه هان؟
سرمو بردم عقب با مشت زدم به سینش
من:اخه چرا مراقب نیستی هان؟
ارمیا خندید
ارمیا:اوووو خوب بابا حالا اتفاقی نیوفتاده داری اینجوری ابغوره میگیری
من با هق هق گفتم
من:خفه شو ار..ر.میا
ارمیا اشکامو پاک کرد
ارمیا:دیگ دلم نمیخواد این اشکا مهمون صورتت بشه
همینجوری نگاش میکردم
من چجوری از این چشمای به رنگ عسل بگذرم از این دوتا چال گونش یا از این قلب مهربونش یا قلبم که الان فقط برای اون میزنه
من:نمیخوام از دستت بدم ارمیا
ارمیا:خخخخ نترس جیگر از دست نمیدی حالا هم بیا سوارشو بریم لباس بخریم
با بیحالی سوار ماشین شدم
من:ارمیا منو برسون خونه لباسمو عوض کنم
ارمیا:چشم رو چشمم
ای الهی خدا لعنتت کنه ارسن
نزدیک بود زندگیمو ازم بگیری عوضیه نامرد پست کثیف
ارمیا:بفرما خانم خانما تو برو لباساتو عوض کن من منتظرت میمونم
من:باشه
در ماشینو باز کردم پیاده شدم
رفتم‌تو خونه بدو بدو رفتم بالا
مامان ریما:چته دختر چرا انقدر زود اومدی
من از بالا داد زدم
من:مامان دارم با یکی از دوستای دانشگاگ میرم خرید پول بده
مامان ریما:باشه دخترم
تند تند رفتم‌سراغ کمدم یه شلوار لی پوشیدم با یه مانتویه جلو باز مشکی شال میشکمم برداشتم
مغنعمو از سرم برداشتم و موهامو باز کردم
یه دستی تو موهام کشیدم
کیف لوازم ارایشمو از تو کشوم برداشتم
اول خط چشم و ریمل زدم بعد یه رژگونه هلویی با یه رژ هلویی
موهامم باز گذاشتم‌و شالمو سرم کردم
عطر مخصوصمم رو خودم خالی کردم
رفتم پایین
باید جلوش خوشگل باشم
کفش عروسکی سفیدامم پوشیدم
مامان اومد کارتشو داد بهم
مامان ریما:بیا دمزش۸۶۹۶
کارتو گرفتم
گونشو ب*و*س کردم
من:باشه مرسی خدافظ
از درخونه زدم بیرون
که گوشیم زنگ خورد
ارسن بود
من:بگو
ارسن:دیدی این یکی از کارایی بود که میتونستم انجام بدم ولی بازم میگم اگه اینجایی که بگم بیای عشقت در خطر نمیمونه
من:گمشو اشغال عدضی فقط گمشو برو تو همون خراب شده ای که ازش برگشتی
موبایلو قطع کردم
در حیاطو باز کردم رفتم بیرون
دبدم ماشین ارمیا سر کوچه پارک شده
تند رفتم سر کوچه
در ماشین و باز کردم سوار ماشین شدم
ارمیا:میبینم که بعضیا خوشگل و خوش بو و خوشتیپن
دیدگاه ها (۱)

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part2چشام گرد شد ...

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p13دستام رو گذاشت...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

وقتی عموت بود

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط