{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرباز : میشه برم دوستمو که زخمی شده نجات بدم

سرباز : میشه برم دوستمو که زخمی شده نجات بدم

فرمانده : ارزشش رو نداره تا تو بری اون مرده

ولی سرباز رفت و با جنازه دوستش برگشت

فرمانده : دیدی گفتم ارزش نداره

سرباز : چرا داشت وقتی رسیدم بالا سرش گفت میدونستم که میای رفیق........................
دیدگاه ها (۲)

فوکوزاوا:نه دازای من قبول نکردم که تو به این ماموریت بری... ...

🐯💕~ تهیونگ با دوستش رفته بودن غذاخوری و بانویی که اونجا کار ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

پارت 3

سلام پرنسسام.... خوبین؟؟ 🫠🫠بفرمایین پارت جدید.... The unwant...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²³چند دقیقه از ورودشان به اردوگاه گذ...

پارت ۱۸جونگ کوک :چته؟یونا:میشه منو ببرین پیش دوستام باید بهش...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۱٠+با ا.تت حرف نمیزنی؟؟🥺-هوم، خب اون بخاطر من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط