{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷ "اخر"

پارت ۷ "اخر"
ساعت ۵ و ۳۰ دقیه عصر_خونه نامجون_نویسنده "کارن":
به محض باز شدن در تهیونگ تند تند گفت:
تهیونگ:جونگکوکم،عزیزم،خرگوشکم،فدات بشم من،من غلط کردم تروخدا برگرد
و دست جونگکوک رو گرفت و زانو زد و گفت:
تهیونگ:ببخشید عزیزم ببخشید،یه لحظه حد و مرزم رو فراموش کردم.معذرت میخوام.اقای‌ کیم "نامجون" تروخدا شما یچیزی بگید
نامجون رو کرد به جونگکوک و گفت:
نامجون:اگر قول بده دیگه اینکارو نکنه چی؟
و جونگکوک سر تکون داد.نامجون رو کرد به تهیونگ و گفت:
نامجون:باید قسم بخوری دیگه اینجوری دلشو نشکنی
تهیونگ سریع گفت:
تهیونگ:قسم میخورم.به جون تو به عشقمون.دیگه هیچوقت دلتو نشکنم
و بالاخره جونگکوک زبون باز کرد و گفت:
جونگکوک:خب دیگه بسه بریم خونه
نامجون ضربه ی شوخی‌ مانندی زد به شونه ی جونگکوک و گفت:
نامجون:توله سگ مگه تو دیشب نگفتی اینجا ام عین خونه ی خودمه
و بعد هر سه زدن زیر خنده و دوباره برگشتن سر خونه زندگیشون.
دیدگاه ها (۰)

خب خب همونطور که گفتم حالم خوب شد و براتون فیک رو گذاشتم.امی...

پارت ۶روز بعد_خونه ی نامجون_ساعت ۵ و ۲۲ دقیقه عصر_نامجون:از ...

پارت ۵ ساعت ۸ و ۱۰ دقیقه شب_نویسنده "کارن":ساعن ۸ و ده دقیقه...

#بے_صبرانـہ_منتظرتمپارت : 8 اونا به سمت عمارت مشترکشون راهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط