{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part: 29

Part: 29
The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)

گفتم:
هیونم لطفا دیگه راجبه این موضوع بیا حرف نزنیم.....
نه من حالم خوبه نه تو......
باشه؟!
گفت:
هیچ وقته دیگه راجبه این موضوع حرف نمی زنم و تا می تونم میبرمت پیشه دکتر تا اون موضوع رو یادت بره.....
ولی اینو‌ بدون که انتقاممو میگیرم......
گفتم:
باشه، فقط بریم خونه‌.....
دوست ندارم، اینجا بمونم!
فقط لطفا، راجبه اینکه چیشد و چرا اینطوری زخمی شدی و صدای گلوله بگو......
شروع به رانندگی کرد و گفت:
یکی از دشمنام بود.....
نسبت به بقیه ی دشمنام، ما خیلی باهم مشکل داریم......
خیلی......
تعقیبم کرده بود......
فقط درگیر شدیم همین، آخرشم همون جا شد خاکه قبرش.‌.....
گفتم:
کشتیش؟!
گفت:
اینارو نمیشه گفت کشتم اینارو به درک فرستادم.......
دیدگاه ها (۰)

Part: 30The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ه...

Part: 31The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)گ...

Part: 28The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ب...

Part: 27The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ک...

Part: 25The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط