{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ⑦⑨

پارت ⑦⑨

مینهو هیونگ از روی صندلی بلند شد و همونطور که دست جیسونگ رو گرفته بود ، سمت دستشویی هواپیما رفتن.

اصلا این موضوع توی کتم نمیره ، مینهو هیونگ چش شده؟؟چرا اینجوری میکنه؟؟ اصلا رفتار هاش عادی نیست.

جیسونگ هم همینطور چرا جوابمو نداد و حتی نگامم نکرد.

یعنی چه اتفاقی بین شون افتاده؟
.
.
.
Minho:

باهم وارد دستشویی هواپیما شدیم ، جیسونگ همونطور که گریه میکرد برگشت و با حرص بهم نگاه کرد

جیسونگ : دلت خنک شد؟ همونطور که جنابالی بهم دستور داده بودی که با کسی حرف نزنم و حتی به کسی نگاه نکنم انجام دادم ، حالا برو بیرون میخوام
دستشویی کنم.(بچم داره افسرده میشه🥲)

مینهو : دستشویی کن ، منتظر میمونم

جیسونگ : برووو بیرون بذار راحت باشم

جلو رفتمو کمربند و دکمه ی شلوارش رو باز کردم

مینهو : باید با من راحت باشی ، این اولین بار نیست که بدنتو میبینم
شلوارش رو پایین کشیدمو با زدن ضربه ای به سینه ش روی دستشویی فرنگی انداختمش.

با بغض نگام کرد

جیسونگ : دردم گرفت

سمتش رفتمو روی دوتا زانوهام جلوی پاهاش نشستم ، دست راستم رو جلو بردمو روی گونه ش گذاشتمو نوازشش کردم.

مینهو : ببخشید عزیزم ، خیلی درد گرفت؟

سرش رو کج کرد و با پشت دستش ضربه ای به دستم زد

جیسونگ : راحتم بذار

این رفتارش آزارم داد ، خیلی عصبانی شدم

مینهو : معنی این رفتارت چیه؟؟

دستشویی کرد و بلند شد و شروع به بستن دکمه و کمربندش کرد.

جیسونگ : راحتم بذار

سمت در خروجی رفت ، بازوش رو گرفتمو مانع رفتنش شدم

مینهو : گفتم معنی این رفتارت چیه؟

با بیخیالی بهم خیره شد

جیسونگ : میخوای بدونی؟ باشه بهت میگم ، دیگه دوست ندارم.

با حرفی که زد احساس کردم دنیا روی سرم خراب شد ، این چی بود که گفت؟

مطمئنم اشتباه شنیدم ، آره ... آره اشتباه شنیدم.

جیسونگ عاشق منه درست مثل من که عاشقشم.

مینهو : دوباره تکرار کن

بازوش رو از توی دستم کشید

جیسونگ : گفتم دیگه دوست نداااارمممم.

دستش رو گرفتمو از دستشویی بیرون بردمش و سمت صندلی هامون برگشتیم.
روی صندلی هامون نشستیم ، سریع دستش رو از توی دستم در آورد و سرش رو سمت پنجره کج کرد.

لرزش دستام بیشتر شد و نفس هام تند تر.

نکنه...نکنه واقعا دیگه دوسم نداره؟؟

نه...نه...نههه اینطور نیست ، اون دوسم داره ، عاشقمه فقط ...فقط الان از این که زندانیش کردم عصبانیه ، آره...آره همینطوره . جیسونگ من ، هیچوقت احساساتش به من عوض نمیشه.

□□□

Jisung:

به کره رسیدیم ، همونطور که مینهو مچ دستمو گرفته بود و با خودش می کشید از هواپیما پیاده شدیم.

واقعا خیلی تغییر کرده ، طوری باهام رفتار میکنه که انگار من حیوونشم.

تا کجا و کی باید تحمل کنم ، اون...اون داره آزارم میده.
دیدگاه ها (۰)

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

#دوپارتیقول میدی که سرقولت بمونی؟مینسونگP:2ویو مینهوساعت از ...

Name : اشک در آغوش گلبرگشالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زد...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

وقتی...(پارت پنجم)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_56دستم روی میز نشست تمام وسا...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط