I fell in love with my friend part

I fell in love with my friend... part 1
#suengmin #stray_kids #takparty
pov : عضو نهمی و اون عاشقت میشه برای اینکه آسیب نبینی سرد میشه
با عجله زیاد وارد اتاق تمرین شدی ، درحالی که نفس نفس میزدی در را بستی و با نفس زنان گفتی
= ببخشید .. دیرم شد ... ترافیک بود
صدایی از طرف کسی نشنیدی ، برگشتی و به اتاق نگاه کردی فقط سونگمین بود و تو
متعجب یکی از ابرو هاتو بالا دادی و با لحن سوالی‌ای گفتی
= پسرا کجان ؟
بدون اینکه بهم ذره ای نگاه بکنه جواب داد
_ اتاق ظبط
با سونگمین ، رابطه خیلی خوب و دوستانه ای داشتید همه شما دوتارو به چشم خواهر،برادر می‌دیدند
باهمدیگه بستنی میخوردید ، بازی می‌کردید و بعضی وقت ها هم پسرا رو با شوخی هاتون اذیت می‌میکردید.
اما مدتی گذشته بود ، یک ماه ، دو ماه رفتارش عوض شده بود
دیگه مثل قبل نبودید ، درموردش با چان هم حرف زده بودی بابت این رفتار های پی در پی سردش ناراحت بودی ، همش غصه میخوردی که چیکار کردی ، که سونگمین باهات انقدر سرد و بی احساس رفتار میکنه ؟
مثل همیشه امروز هم داشت سرد رفتار می‌کرد بدون اینکه بهت نگاه بکنه از کنارت رد شد و گفت
_ زود بیا اتاق ظبط چان منتظرته
از لای در عبور کرد و در رو بست بغضی که توی گلو نگه داشته بودی ،‌ دیگه قابل تحمل نبود
پاهات سست شد و روی زانو هات افتادی
اشک هات از گوشه چشمت داشتند فرود میامدند
سوالاتی که همیشه از خودت میپرسیدی ، رو با صدایی لرزون به زبان آوردی.
= لعنتی مگه چیکار کردم که اینطوری رفتار میکنی...
با یاد آوری اینکه کیف پولش توی اتاقه ، دوباره برگشت ، در کمی باز بود وارد اتاق شد اما با تویی که داشتی گریه میکردی روبه رو شد
سرت روی زانو هات بود و داشتی گریه میکردی
حدس میزد که علت گریه ات چی میتونه باشه
در رو اروم بست و به سمتت قدم برداشت
روی زانو هاش نشست و دستش رو روی شونه ات گذاشت
میدونستی کیه،دستش رو کنار زدی سرت هنوزم پایین بود
با صدای آرومی گفت
_ چرا گریه میکنی؟
جوابی بهش ندادی،البته خودش میدونست چرا گریه میکنی،علت گریه ات خودش بود .. گریه کردند مثل فرو کردن تیغی توی قلبش بود
تورو توی بغلش کشید و زمزمه کرد
_ من متاسفم ا.ت
سرت رو بالا گرفتی و با چشمایِ خیس بهش نگاه کردی
= چرا یهو باهام عوض شدی ؟
اون چشم های سرد حالا خوابیده بودند ، و چشم هایی پر از درد بیدار شده بودند
چیزی نداشت تا بهت بگه ، نمیتونست افکاراتش اجازه بیانش را نمی‌داد
نگاهش را ازت گرفت که باعث شد دوباره اینبار کمی بلند تر بگی
= جواب بده لعنتی...چرا یهو باهام سرد شدی چرا بهم بگو !!
کمی ازت فاصله گرفت و اروم زمزمه کرد " من " که تو نشنیدی
دیدگاه ها (۲)

I fell in love with my friend... part 2 ( end)#suengmin #str...

A very long kiss ... ( part 1 )#suengmin #stray_kids #takpar...

love at first sight ... part 2 ( end ) #hyunjin #straykids ...

love at first sight ... part 1#hyunjin #straykids #takpartyه...

ی درخواستی داشتموقتی عضو نهمی، سونگمین هم روت کراشهاینجوری ب...

تک پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط