whyhim
#why_him
part:83
تهیونگ:اوو ممنونم.
آنالی: خواهش میکنم.
لیوان رو یه سره سر کشید و از روی صندلیش بلند شد و به سمتم اومد.
دقیقا رو به روم وایستاده بود و یه سانتی متر باهام فاصله داشت.
آروم سرشو پایین آورد و توی چشمام زل زد.
و یکی از دستاشو روی کمرم و اون یکی رو روی گونم گذاشت.
آنالی: د داری چیکار میکنی؟
تهیونگ:هیچی قشنگم فقط میخوام که ازت لذت ببرم.
آنالی:تهیونگ
تهیونگ:هیس قشنگم.
آنالی:آروم داشت نزدیکم میشد که چشامو بستم و کمی عقب رفتم که دیدم بی حال افتاده روی زمین چند باری توی گوشش زدم و وقتی فهمیدم بیهوشه از اتاق خارج شدم و به سمت اتاق ملین رفتم در اتاقشو باز کردم و واردش شدم.
ملین:خب چی شد بیهوش شد؟
آنالی:بیهوشه.
ملین:خوبه.
آنالی: الان باید چیکار کنیم؟
ملین: منتظر میمونیم تا بیان دنبالمون.
آنالی:اگه تا اون موقع تهیونگ بیدار بشه چی؟
ملین: نگران نباش دختر جونگکوک کارشو بلده.
ادامه دارد.............∆
part:83
تهیونگ:اوو ممنونم.
آنالی: خواهش میکنم.
لیوان رو یه سره سر کشید و از روی صندلیش بلند شد و به سمتم اومد.
دقیقا رو به روم وایستاده بود و یه سانتی متر باهام فاصله داشت.
آروم سرشو پایین آورد و توی چشمام زل زد.
و یکی از دستاشو روی کمرم و اون یکی رو روی گونم گذاشت.
آنالی: د داری چیکار میکنی؟
تهیونگ:هیچی قشنگم فقط میخوام که ازت لذت ببرم.
آنالی:تهیونگ
تهیونگ:هیس قشنگم.
آنالی:آروم داشت نزدیکم میشد که چشامو بستم و کمی عقب رفتم که دیدم بی حال افتاده روی زمین چند باری توی گوشش زدم و وقتی فهمیدم بیهوشه از اتاق خارج شدم و به سمت اتاق ملین رفتم در اتاقشو باز کردم و واردش شدم.
ملین:خب چی شد بیهوش شد؟
آنالی:بیهوشه.
ملین:خوبه.
آنالی: الان باید چیکار کنیم؟
ملین: منتظر میمونیم تا بیان دنبالمون.
آنالی:اگه تا اون موقع تهیونگ بیدار بشه چی؟
ملین: نگران نباش دختر جونگکوک کارشو بلده.
ادامه دارد.............∆
- ۱۴.۲k
- ۲۳ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط