{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هیاهوی زندگی دریافتم :

در هیاهوی زندگی دریافتم :
چه دویدن هایی که فقط پاهایم را ازمن گرفت ،درحالی که گویی ایستاده بودم!
چه غصه هایی که فقط سپیدی مویم را حاصل شد،
درحالی که قصه ی کودکانه ای بیش نبود!
دریافتم که کسی هست که اگر بخواهد " میشود "
واگر نخواهد " نمیشود "
به همین سادگی!
دیدگاه ها (۱)

دستانت را بگیرم و پشت بام سی متری خانه را ...سیصد و شصت و نه...

[ تو رآهِ برگشت به خونه از دآنشگاه رو یکی از صندلی‌‌هآی اتوب...

زیباترین انسانهایی که دیدم...چشم رنگی ها نبودند!!!قد بلندها....

یاﺩﺕ ﻫﺴﺖ ﻣﺎﺩﺭ ...؟؟؟.ﺍﺳﻢ ﻗﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﻰ ...ﻗﻄﺎﺭﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻛﺸﺘﻰ ....

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم ویو آنا::«نه» صدایش مانند نجوای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط