{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان:

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان:

بعضی ها گذاشته اند مهدی فاطمه بیاد، تشر مهدی فاطمه را بشنوند آدم بشوند
آن آدم شدن های در پس تشر مهدی فاطمه دیگر زیاد روش حساب نکنی ها
خیلی ها با تشر رسول خدا آمدند در جرگه آدمها،اما وقتی دیدند دارن در خانه فاطمه زهرا رو آتش میزنند
ساکت شدند رفتن کنار! آن تربیت زیاد حساب نداره ها
تا قبل از آنکه، ابروان گره خورده مملو از قهر مهدی فاطمه رو ببینی ادب بشی،شمشیر مهدی فاطمه رو ببینی آدم بشی؛خودت همین جوری آدم بشو
آن آدمهای از سر ترس اینجوری؛ یک روزی شاهد بودند علی را طناب پیچ کردن،آمدند و حرفی نزدندها!
سعی کنید بدون اینکه نسبت به شما اعمال قدرت بکنن، عوض شده باشید، دلتان رفته باشه...
وقتی اعمال قدرت بکنن عوض بشی دیگر این عوض شدن معلوم نیست چقدر اخلاص داشته باشه
نخواه مهدی فاطمه بیاید مقابل تو،تو را تو رودربایستی بیاندازد که گناه نکنی
گناه نکن، آقارو ندیده قبولش کن
آنهایی که در اثر رودربایستی از پیامبر اسلام هیچ نمیگفتند به بچه های پیامبر، بعد ازاینکه رسول گرامی اسلام از دنیا رفت با نگاه هایشان انقدر نیش به فاطمه زهرا زدند...
خودت عوض بشو، در درون دلت قبل از اینکه در رودربایستی بیافتی عوض بشو، قبل از اینکه تو را مقهور قدرت دین بکنند، آدم بشو
تکبرت را خودت از دلت بردار، خودت از دلت بردار
و الا کاری ندارد هر موقع علی ابن ابی طالب دست به ذوالفقار میزد،همه غلاف میکردند 
آمدند کلنگ بزنند به قبرستان بقیع قبر فاطمه را بشکافند، علی شمشیر کشید، عمامه زرد بست، آمد حلقوم آن را گرفت به زمین فشار داد.
فرمود خون همه تان را بر زمین خواهم ریخت، تواضع کردند رفتند کنار 
دیگر این تواضع تواضعه!
سعی کن تا وقتی علی آقاست، صدای نالش بلند نمیشود، حرفی نمیزند، آن موقع ها آدم خوبی باشی!
تا مهدی فاطمه نیامده عوض شو
جزو آدمهایی نباشیم که تحت فشار آدم میشوند!
اسلام تو را عزیز و گرامی نگه داشته، براش کاری ندارد
مهدی من برو شمشیر بکش اینها باید آدم شوند
نه تو را خواسته آدم حساب بکند، کاری نداشته باش بنده من را، ببینیم خودش میاد! .

* أَللَّهُــــــمَّ صَـلِّ عَلَی مُحَمَّـــدٍ وآلِ مُحَمَّـــدٍ وعَجِّــــلْ فَــرَجَهُــمْ *

←★
دیدگاه ها (۹)

نباید یه مو از سرت کم بشهحق نداری اخم کنی ، همیشه باید بخندی...

بـــــــاش.… گـــــاهــــی اخــــم کـــــــن 
گـــــاهــــی ...

اسمم را گذاشتــــــه ام : منتظراما زمـانی که دفـــــتر انتظا...

مردم می گویند: "آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها کنید"...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

خیلی وقت‌ها منتظریم زندگی‌مون تغییر کنه… اما خدا تغییر واقعی...

پارت ۱۱ شب همه رفتن خوابیدن .....صبح شد صبح همه دوباره تو سا...

p23صدای پسرش هنوز در گوشش بود.اما همین که در عمارت بسته شد، ...

My professor Chapter:2Part:62یونگی :تو فرمول چیز خطرناکی رو ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :د) - شهادت، فقط به کُش...

# فصل دوم: در میانه‌ی طوفانسکوت بعد از اعتراف سینا، سکوتی نب...

#لطفا_ورق_بزنیدمیدونستی نپذیرفتن حرف حق و حساب مثل چیه؟؟!؟!م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط