{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ی ما یوقت هایی احتیاج داریم یک نفر روبرومون بایسته،دس

همه ی ما یوقت هایی احتیاج داریم یک نفر روبرومون بایسته،دست بزاره رو شونه هامون و از امیدهایی بگه که شاید کمی کمرنگ شدن،کمی نادیده گرفته شدن.تو چشمامون زل بزنه و بگه همیشه هم همینطور باقی نمیمونه،زندگی روز داره شب داره،دلتنگی و حسرت داره،خنده های از ته دل و دل دل کردنای گاه و بی گاه داره.همه ی ما یوقت هایی احتیاج داریم یک نفر روبرومون بایسته و نزاره دوباره بیفتیم،نزاره دوباره از دست بدیم تموم اون لبخندایی که برای بدست آوردنشون خیلی چیزا و خیلی آدمارو رها کردیم.همه ی ما یوقت هایی احتیاج داریم یک نفر روبرومون بایسته. . .
دیدگاه ها (۲)

کاش می شد فکر و خیال رو شبها مثل دندون مصنوعی درآورد و گذاشت...

همه باغِ دلم آثارِ خزان دارد،کو آنکه سامان بدهد،این همه ویرا...

..گاهی دل می رود برای دیدار کسی که در دیده نیست. بی هوا، درس...

مـــپرس حــال مــرا، روزگـارم یـار نـیسـت

My professorChapter:2Part:105چند ثانیه با سکوت و فقط صدای با...

پارت بیست‌وچهارم [فصل اول] | یک روز در پارک 🌳☀️بعد از پایان ...

پارت ۳۵بعد از اون اتفاقِ وحشتناک، خونه مثل همیشه بود، اما بر...

"Silent Voice"پارت نهم⁹حدود چهل دقیقه‌ای از استراحت گذشته بو...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو جونگکوکاتاق سرور بزرگ‌تر از چیزی ب...

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

پارت ۲۱ :

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط