{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

“او” میداند…

“او” میداند…
“من” دوستش دارم …
و “این” بدترین قسمت داستان عاشقانه “من” است…
نمیگویم داستان عاشقانه “ما”…
چون خوب میدانم “او” عاشق نیست …
هربار زخمی عمیق تر میزند …
و “من ” همچنان آرام پای نامهربانیهایش نشسته ام…
هربار میآید …
گوشه ای از دلم را میکند و میرود و با خود میبرد …
و “من” هربار با بوسه و لبخند بدرقه اش میکنم …
چه احمقانه دوستش دارم …
دیدگاه ها (۲)

دلم بهانه تو را داردتو می دانی بهانه چیست؟بهانه همان است که ...

رد انگشت هاتتنم را شعله ور می کندبه این لبخند می زنمکه هر نا...

قرار نیست منم دل یکی دیگه رو بسوزونم ،برعکس اونو اونقدرخوشبخ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟎 🤍🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «حالا که مالِ منی......

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

P : 26

🖤🌙 ماه سیاه | Black Moonقسمت اول: «من و هم‌اتاقی خون‌آشامم»ت...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 30چند ماه بعد...جنگ رسماً پایان ...

پارت ۳۴ انتهایی چند ماه بعد از اون خواستگاریِ سینمایی، اخبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط