{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درین محاکمه تفهیم اتهام ام کن

درین محاکمه تفهیم اتهام ام کن

سپس به بوسه ی کارآمدی تمام ام کن



اگرچه تیغ زمانه نکرد آرام ام،

تو با سیاست ابروی خویش رام ام کن



به اشتیاق تو جمعیتی ست در دل من

بگیر تنگ در آغوش و قتل عام ام کن



شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را

به پاس این همه سرگشتگی به نام ام کن



شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم...

اگر که باب دلت نیستم حرام ام کن



لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم

تو مرحمت کن و با بوسه ای تمام ام کن
دیدگاه ها (۱)

دل، ماهی خسته‌ای که در تور افتاد در چاله عجب نیست اگر کور ا...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه، بی تاب شدن عادت کم حو...

پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو هر شب من و دیدار،در این ...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزار...

love in the dark⑧④ا/ت: یومی مامان بیا یومی: اومدم ا/ت: ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط