{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جیا

ویو جیا
وقتی ب من رسید
معلم: خب معرفی کن خودتوو
جیا: من جونگ جیان هستم و
معلم: کدوم از والدینت بات امدن
جیان: خب من
سرمو اوردم پایین
جیان: سر پرستم کار داشت
معلم ویو
مدیر بم‌.فته بود یکی از بچه ها دوتا سر پرست داره فک کنم این همونه و یکمم حس تنهایی‌میکرد
ویو جیا
معلم: خب صد درصد کار داشتن میتونی ازشون بمون بگی
سرمو اوردم بالا با خوش حالی گفتم
جیا: خب یکیشوننن همیشه اخم‌میکنه ولی بم یاد میده از خودم دفاع کنم و کارایی مثل کشتن( دوستان ات بچسو نمیدونه نباید هر چییزیو بگه تهیونگو گف )
بد دومیی خیلی قدرت مند و برام مثل قهرماناس بم یاد داره چطوری کلاه برداری کنم ( ذوق
مود والدیت بچه ها و معلم: (واده فاکک)
معلم: اهوم خب ممنونم بعدی
اون روز یکم حس تنهایی داشتم ولی خب حرف زدن راجب تهکوک برام شیرین بودد
حتی روز اولی نقاشیم کشیدیم من خودمو بین تهکوک کشیدمو پشتشم خونمونو که تو برا همیشه زندگی کنیم چند تا قلب تو اسمون
مرگرو دستم گرفتمو منتظر بودم بشون نشون بدممم
وقتی زنگ خورد با تمام سرعت
دیدگاه ها (۰)

ویو جیابسمت راننده رفتمم جیا: سلاااااامممراننده: چطوری فسقلی...

ویو جیا جیا: جئون جونگ کوکک( داد * توجه کردید جیا سلیطس*کوک:...

ویو جیا وقتی ب من رسید معلم: خب معرفی کن خودتوو جیا: من جونگ...

ویو جیا بیدار شدمو لباسامو موشیدمو کیفمو انداختم رو دوشم رفت...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁶⁶یونگی 🪽 چیشده خانم کوچولو ... چ...

#فیک عشق دو مافیا#پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط