{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستم دیگر کمی هم مثل سابق باوقار

نیستم دیگر کمی هم مثل سابق باوقار

خسته ام،از گوشه گیری می کنم داد و هوار

من تمنا می کنم هر بر پر و پایم نپیچ

چون که دانی "شیر نر خون می خورد وقتِ شکار"

گفته بودی روی من حساس هستی...عاشقی

خوب دیدم از تو بالا هم نمی آید بخار

سرگشته

سهراب سرگشته
دیدگاه ها (۱)

🖤🌙 ماه سیاه | Black Moonقسمت اول: «من و هم‌اتاقی خون‌آشامم»ت...

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁷ویو جونکوکجونکوک... سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط