ادامه پارت قبل
ادامه پارت قبل
آروم از ماشین پیاده شد بخاطر هوا سرد بازو هایش را به آغوش گرفت قدم های به سمته در برداشت نگاهی به در انداخت تهیونگ همچنانی با لباس مرتب تر یک هودی سفید همراه با شلوار زرشکی رنگ موهای شانه و سشوار کشیده اش بازو به در تکیه ایستاده بود انگار منتظر بود
تهیونگ : خب چی شد دختر خرگوش صحرایی
دخترک شوکه تر به زمین خیره شد سپس آروم سمت دیگه ای از حیاط دید یک استخری زیبا و پر از آب ولی قشنگ معلوم بود آبش سرده
بدون هیچگونه نگاه در چشم های تهیونگ دوید سمت استخر تهیونگ شوکه بود که این دخترک داشت چیکار میکرد
ات نرسیده به آن خودش را درون آب ها رها کرد شاید اینگونه برمیگشت به خونش ولی ... صدا فریاد پسرک را شنید
تهیونگ : احمق چیکار کردی تو
تند خودش را درون آب انداخت سپس دست رو پهلو های دخترک گذاشت و او را از ته آب به بالا سطح آب رساند سپس تند پلک زد و با نفس زنان گفت
بگید ببینم از معجزه زندگی خودشتون میاد
آروم از ماشین پیاده شد بخاطر هوا سرد بازو هایش را به آغوش گرفت قدم های به سمته در برداشت نگاهی به در انداخت تهیونگ همچنانی با لباس مرتب تر یک هودی سفید همراه با شلوار زرشکی رنگ موهای شانه و سشوار کشیده اش بازو به در تکیه ایستاده بود انگار منتظر بود
تهیونگ : خب چی شد دختر خرگوش صحرایی
دخترک شوکه تر به زمین خیره شد سپس آروم سمت دیگه ای از حیاط دید یک استخری زیبا و پر از آب ولی قشنگ معلوم بود آبش سرده
بدون هیچگونه نگاه در چشم های تهیونگ دوید سمت استخر تهیونگ شوکه بود که این دخترک داشت چیکار میکرد
ات نرسیده به آن خودش را درون آب ها رها کرد شاید اینگونه برمیگشت به خونش ولی ... صدا فریاد پسرک را شنید
تهیونگ : احمق چیکار کردی تو
تند خودش را درون آب انداخت سپس دست رو پهلو های دخترک گذاشت و او را از ته آب به بالا سطح آب رساند سپس تند پلک زد و با نفس زنان گفت
بگید ببینم از معجزه زندگی خودشتون میاد
- ۱۵.۶k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط