{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مردی را می‎شناسم

من مردی را می‎شناسم
که تمام ِ دو راهی‎های ِ مرا
ترمز می‎زند
و آیینه‎اش را تنظیم می‎کند
درست رویِ لبخند ِمن
سبز که می‎شود
تمامِ قرمزها را
رد می‎کند
اما هنوز هم باورندارد
من
از آنچه درآیینه می‎بیند
به او نزدیک‎ترم!
دیدگاه ها (۱)

سالها بعدقهرمان فیلم کسی نیستکه شهر را از دست هیولای غول پیک...

ای کاش،..هر انسان رودخانه ای بود،می آمد بدون شورِ ماندن،می ر...

خوشگلی و زشتی آدما هیچ ربطی به فرم اعضای صورتشون نداره.. فقط...

علم امروز دارد انسان را به یک حیوان قدرتمند بدل میکند!!!تو ه...

رمان انفجار و امید

معرفی کتاب

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

عاشقانه های شبنم

نقطه صفر مرزی

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

#خدایا...به تو سپردم آنچه را کهنه در خِردم میگنجد،نه در توان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط