{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۱۹

با غزل رفتم توخونه رفتم پیش اراد
اراد:پسرا برین اتاق هاتون غزل توهم برو
پسراها غزل رفتن فقط منو اراد مونده بودیم
اهو:اراد تو چیکاره ای از موقع ک امدم اون از شب اول عقد ک فهمیدم خونشامی حالا هم بعد دوروز منو اوردی جای ک نمدونم کجاست اینا کین تو کی؟
اراد:اهو من شوهرتم کم کم بهت توضیح میدم ک اینجا کجاست،اونا کین فعلا بیا زخممو پانسمان کن میسوزه
اهو:چاقو بهت زدن؟
اراد:اره چاقو خوردم اخ
اهو:خودتو لوس نکن دیگ
اراد:چرا با این سروضعیت امدی پایین(سرد)
اهو:وایسا اقا اراد ما یک هفته هم نمیش ک عقد کردیم حالا برام غیرتی میشی
اراد:مگه چی رو زنم حساسم مگه بده؟
اهو:نه بد نیست جلو بقیه نگو ناراحت میشم الان هم از دست خیلی دلخورم و قهرم
اراد:خودم بعدن از دلت در میارم فعلا ببخشید

(اهو)
زخم اراد پانسمان کردم خیلی فکرم درگیر بود تو همین فکر ها بودم ک اراد صورتشو نزدیک صورتم کرد تا امد منو ببوسه اراس(همون پسره) امد

اراس:ببخشید ببخشید الان میرم
اراد:چیشده اراس
اراس:ارکان حالش بد شده زنگ بزنم دکتر
اراد:زنگ بزن به دکتر خودمون
اراس:چشم
اراس رفت زنگ بزنه به دکتر
اراد:اهوجانم کمکم میکنی بریم بالا پیش ارکان
اهو:باشه بیا بریم

به اراد کمک کردم رفتیم بالا در اتاق ارکان باز کردیم رفتیم داخل سلام کردم نشستم رو مبل ارکان یک پسر ورزشکار هیکلی بود موهاش رنگ سفید کرده بود چشماش ابی بود و زاویه فک داشت یک کراش خالص بود ولی میترسیدم جلوی اراد چیزی بگم واگرنه جونمو میگرفت ارکان تیر خورد بود خونریزی داشت میکرد یک دختر جوون ک همه بهش میگفتن دکتر امد شکم ارکان رو بخیه زد پانسمان کردو بدون اینک هیچی بگه رفت

رفتیم پیش اراد دم گوش اراد
اهو:اراد این دکتر لال بود
اراد:نه من دهنشو بستم
اهو:مثل من ک دهنمو میبندی
اراد:اره مثل تو(با نیشخند)

ارکان:ببخشید اهو خانوم حواسم نبود بهتون سلام نکردم
اهو:نه اشکال نداره مهم نیست
ارکان:برای شما مهم نیست برای اراد مهمه میترسم باز منو جر بده اخه اراد رو چیزی ک مال اونه خیلی حساسه(با لحن سرد بدجنسی)
اراد:تیک ننداز ارکان (بالحن سرد)
اراد روشو کرد طرفم
اراد:اهو برو بیرون با ارکان کار خصوصی دارم
رفتم بیرون و درو بستم ولی خیلی کنجکاو بودم پشت در وایستادم میخواستم بیبینم چی میگن
و با چیزی ک شنیدم سرجام میخکوب شدم........
دیدگاه ها (۲)

اهوی من پارت ۲۰ ارکان:اهو میدونه اونو از من گرفتی اراد:دهنتو...

اهوی من پارت ۲۱ رفتم اتاق بغل دستی وقتی واردش شدم انگار جهنم...

اهوی من پارت ۱۸غزل رسید دست اهو گرفتم بردم سوار ماشین غزل کر...

اهوی من پارت ۱۷ ارادموهامو نوازش میکرد و صحبت میکرد اراد:خون...

پارت 11بعد ما از اونجا رفتیم بیرون جنی: جیسو خوبیجیسو: اره خ...

عشق در تاریکی 27.<< ویو کوک >> ساعتای 4 بعد از ظهر بود ک دیگ...

عشق در تاریکی۴.رفتم سمت میز آرایش و موهامو کامل خشک کردم و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط