{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلها:

گلها:
💜

خیلی ساده،اما مطمین
بالبی خندان
وعزمی راسخ
وبدون نگرانی وترس
و دریغ از ذره ای ترحم،
به راحتی خوردن یک لیوان آب فراموشم کرد.😭
دیدگاه ها (۱)

گلها:💜 بعد از تو عاشقی و باز ...آه نه!این داستان به نام تو، ...

گلها:💜 عشق بزرگم ، آه ،چه آسان حرام شد....

گلها:💜 اهل اسـراف نیستـم، امـــا . . .بیش از انـدازه دوسـتـت...

گلها:💜 دااااااااااااااااادازغمتنهایی....

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۱: حقیقتِ زیرِ سطحِ آبجونگ‌کوک ب...

🦢 پارت نهم | شروع بازیصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه بیدا...

#in_your_eyespart_81ویو کایلادو روز گذشته بود...حالم خیلی به...

نام: قرارداد نفرتPart:69جونگکوک چند لحظه دستش رو روی پیشونی ...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۹: چای داغ و دل داغ‌ترجونگ‌کوک انگار فقط ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_10ویو میراعصر شده بودتوی ...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱²⁵/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

وقتی بچتون گم میشه P³با یکم سردی گفت *عزیز دلم بازم باید حوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط