{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و يکي از همين روز ها پي مي بريم كه زير گنبد هاي کبودِ م

و يکي از همين روز ها پي مي بريم كه زير گنبد هاي کبودِ ما غير از خداهرگز کسي نبوده نيست و نخواهد بود و آن روز مثل ابر گريه نکن
مثل ببر نعره کن
بگذار دنيا بداند که ما در اين روزگار تنها بوديم
تنها هستيم و تنها خواهيم ماند ....
دیدگاه ها (۱)

یادمه خدمت که بودیم بچها کم سن بودن اکثرا بعضیا تازه از خانو...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

پارت۲

وقتی جلوشون گریه میکنیم

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_3 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄خودم...

p3☆فاجعه ای به نام ما☆از کوچه اومدیم بیرون که چند نفر از ماش...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

رمان تهیونگ

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط