{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شعر توسط مادری که در خانه سالمندان بوده تهیه و نگارش

این شعر توسط مادری که در خانه سالمندان بوده تهیه و نگارش شده و وصیت کرده بودند که پس از مرگش این شعر رو انتشار بده...

تیک تاک ساعت اینجا مرا یاد تو می اندازد
پسر کوچک من یادت نیست
تا سحر بر سر بالین تو بیدار نشستم
که مبادا پشه ای
بزند نیش بر آن صورتِ زیبای تو فرزندِ گلم
یا که در نیمۀ شب ها نکند شیر بخواهی
و من از گریه و بی تابی تو
خواب ، وغافل باشم
پسر دلبندم
من در اینجا پدری می بینم
که به تنهایی خود می گِرید
مادری گوشۀ دیوار پریشان وضعیف
خیره بر سقف
که شاید مرگ است...
حال و احساسِ همه طوفانیست
و به هر ثانیه یک عُمر تلاطم دارد
سوز این حالِ غریب
می زند طعنه به سرمای وجود
و چه اینجا سرد است
وای انگار زمستان شده است
نکند خوب نپوشی تو لباس
نکند خوب نپوشی تو لباس
این تمام تنشِ ذهن من است
چون که در لرزشِ دستانِ نحیفم انگار
نیست دیگر که توانی به پرستاری تو
من در این حالِ ضعیف
من در این حالِ به ظاهر دَم مرگ
از خدا میخواهم
برود خار به چشمم اما
نرود خار به پای تو عزیز مادر...


به سلامتیه تمام مادران عزیز.
دیدگاه ها (۹)

علی جان مولای من ...آقا جان شرمنده ام .شرمنده ام که راحت را...

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم!با دلم درگیرم... آری! با تو...

سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی,با تیغ مدارا کنی و سنگ نباشی....

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده ی جوانی از این زندگانیمدار...

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

@nphotography

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

عزیز ترین دشمن من : ...

پارت ۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط