من قلمم
من قلمم
آری همان قلم که می نویسی
بغضی به دل دارم
تو...
جوهر جان مرا گرفتی
همان که
موجودیتم از اوست
حال
روزهای آخر عمر من است
می دانم مرا دور می ریزی
بی رحم نباش!
من قلمم
کسی که
بی خوابی کشید شبها
من بودم
فریاد های دلت بر کاغذ
من بودم
پیام رسان عاشقانه هایت
من بودم
همراه اشکهای تنهاییت
من بودم
کسی که تعریف شنید
تو بودی
کسی نپرسید
این شعر زیبا
کدام قلم نوشت
من نیز دل دارم
چون
سالها پای درد دلت نشستم
فکر پلید زخود دور کن
بگذار
همیشه
در کنار قلبت باشم
اگر چه خالی...
آری همان قلم که می نویسی
بغضی به دل دارم
تو...
جوهر جان مرا گرفتی
همان که
موجودیتم از اوست
حال
روزهای آخر عمر من است
می دانم مرا دور می ریزی
بی رحم نباش!
من قلمم
کسی که
بی خوابی کشید شبها
من بودم
فریاد های دلت بر کاغذ
من بودم
پیام رسان عاشقانه هایت
من بودم
همراه اشکهای تنهاییت
من بودم
کسی که تعریف شنید
تو بودی
کسی نپرسید
این شعر زیبا
کدام قلم نوشت
من نیز دل دارم
چون
سالها پای درد دلت نشستم
فکر پلید زخود دور کن
بگذار
همیشه
در کنار قلبت باشم
اگر چه خالی...
- ۲.۷k
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط