. تصرفات یعقوب برای استحکام . .. امار
. تصرفات یعقوب برای استحکام . .. امارت سیستان
یعقوب در آغاز کارش، برای آن که مخالفت کسی را از متشرعه عصر که حفظ عهد و پیمان عباسیان را شرط مسلمانی میدید، بر نیانگیزد، خطبه ولایت را به نام خلیفه خواند و در عین حال ذکر نام خلیفه به معنی اعلام پایان قدرت خوارج بود که در دوران غلبه آنها، هیچ ذکری از خلیفه به میان نمیآمد. اما خاتمه دادن به قدرت خوارج، به معنی تسلیم ولایت به عمال خلیفه نبود.
یعقوب به فرمان خلیفه، در دفع خوارج نکوشیده بود تا با خاتمه دادن به قدرت آنان، ولایت را تسلیم خلیفه و عمال طاهری او نماید. به علاوه، اقدام او به تسخیر بست، پوشنگ و هرات، که تحکیم امارت سیستان، آن را برایش الزامی کرده بود، از جانب طاهریان و از دیدگاه خلیفه، اعلام تمرّد تلقی میشد که این امر نگرانیهای بسیاری را در نیشابور و بغداد سبب شد.
در بازگشتن از هرات، از جانب مخالفان سوء قصدی علیه وی انجام گرفت که از پیش نرفت، اما پناه دادن به سوء قصد کنندگان از جانب محمد بن طاهر، دست پنهان طاهریان و خلیفه را در این اقدام رو کرد. واین
بهانه ای شد تا یعقوب به نیشابور
حمله کند وبه ارزوی دیرینش برسد
تصرفات یعقوب در کرمان و شیراز
با این حال، یعقوب بدون توجه به آن که، توسعه قلمرواش در سیستان بدون حکم خلیفه، «عصیان» بر ضد خلافت اسلامی محسوب میشود، کرمان را نیز به قلمرو خود افزود «254 ق / 868 م».
همچنین منطقه فارس را بدون آن که لشکر کشیاش به آن خطه موجب خونریزی شود، از چنگ علی بن حسین، عامل خلیفه بیرون آورد و به این ترتیب فاتحانه وارد شیراز شد.
منشور حکومت طخارستان از سوی خلیفه برای یعقوب
پس از این واقعه، معتمد، خلیفه عباسی که میخواست با واگذاری یک حکومت رسمی، عصیان و سرکشی او را که شامل اقدام خود سرانهاش در فتح هرات، کرمان و فارس میشد، فرو نشاند و همچنین او را خواه ناخواه، تابع و خراجگزار خویش سازد، به تلقین و الزام برادر خود، موفق، عاقبت حکومت کابل، بامیان، سند و طخارستان را به موجب حکم و فرمانی رسمی به او واگذاشت.
اما یعقوب به این واگذاری، که تنها شامل قسمتی از متصرفاتش میشد، وقعی ننهاد و از آن بابت نیز خرسندی نشان نداد.
قیام یعقوب، از همان ابتدا، شورشی بر ضد دستگاه خلافت و علیه حکومت دست نشانده آن در خراسان بود و این همان چیزی بود که خلیفه نمیتوانست مورد بخشایش قرار دهد. .
یعقوب در آغاز کارش، برای آن که مخالفت کسی را از متشرعه عصر که حفظ عهد و پیمان عباسیان را شرط مسلمانی میدید، بر نیانگیزد، خطبه ولایت را به نام خلیفه خواند و در عین حال ذکر نام خلیفه به معنی اعلام پایان قدرت خوارج بود که در دوران غلبه آنها، هیچ ذکری از خلیفه به میان نمیآمد. اما خاتمه دادن به قدرت خوارج، به معنی تسلیم ولایت به عمال خلیفه نبود.
یعقوب به فرمان خلیفه، در دفع خوارج نکوشیده بود تا با خاتمه دادن به قدرت آنان، ولایت را تسلیم خلیفه و عمال طاهری او نماید. به علاوه، اقدام او به تسخیر بست، پوشنگ و هرات، که تحکیم امارت سیستان، آن را برایش الزامی کرده بود، از جانب طاهریان و از دیدگاه خلیفه، اعلام تمرّد تلقی میشد که این امر نگرانیهای بسیاری را در نیشابور و بغداد سبب شد.
در بازگشتن از هرات، از جانب مخالفان سوء قصدی علیه وی انجام گرفت که از پیش نرفت، اما پناه دادن به سوء قصد کنندگان از جانب محمد بن طاهر، دست پنهان طاهریان و خلیفه را در این اقدام رو کرد. واین
بهانه ای شد تا یعقوب به نیشابور
حمله کند وبه ارزوی دیرینش برسد
تصرفات یعقوب در کرمان و شیراز
با این حال، یعقوب بدون توجه به آن که، توسعه قلمرواش در سیستان بدون حکم خلیفه، «عصیان» بر ضد خلافت اسلامی محسوب میشود، کرمان را نیز به قلمرو خود افزود «254 ق / 868 م».
همچنین منطقه فارس را بدون آن که لشکر کشیاش به آن خطه موجب خونریزی شود، از چنگ علی بن حسین، عامل خلیفه بیرون آورد و به این ترتیب فاتحانه وارد شیراز شد.
منشور حکومت طخارستان از سوی خلیفه برای یعقوب
پس از این واقعه، معتمد، خلیفه عباسی که میخواست با واگذاری یک حکومت رسمی، عصیان و سرکشی او را که شامل اقدام خود سرانهاش در فتح هرات، کرمان و فارس میشد، فرو نشاند و همچنین او را خواه ناخواه، تابع و خراجگزار خویش سازد، به تلقین و الزام برادر خود، موفق، عاقبت حکومت کابل، بامیان، سند و طخارستان را به موجب حکم و فرمانی رسمی به او واگذاشت.
اما یعقوب به این واگذاری، که تنها شامل قسمتی از متصرفاتش میشد، وقعی ننهاد و از آن بابت نیز خرسندی نشان نداد.
قیام یعقوب، از همان ابتدا، شورشی بر ضد دستگاه خلافت و علیه حکومت دست نشانده آن در خراسان بود و این همان چیزی بود که خلیفه نمیتوانست مورد بخشایش قرار دهد. .
- ۱.۵k
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط