{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنارم که هستی زمان هم مثل من دستپاچه می شود

کنارم که هستی زمان هم مثل من دستپاچه می شود

عقربه ها دوتا یکی می پرند

اماهمین که می روی...

تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم

جانم را می گیرند ثانیه های بی تو....
دیدگاه ها (۱)

دیوانه نیستمفقط، فقط طوری "خاص" که دیگران نمی توانندتو را......

دلتنگی که سراغت رو بگیره، هوای بارونی بوی مرگ میدهنفسات مثل ...

!!!

!!!

عنوان رمان: «۳:۱۷» 🕰️🖤# ۳:۱۷### قسمت ۱ | تماسساعت ۳:۱۷ بامدا...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۱دستگیره‌ی در آرام‌آرام پایین رف...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

هتل ۴۰۴ p.3

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۹چهار نفر با عجله به سمت اتاق سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط