{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#طرح_خوانش_ده_روز_آخر

#طرح_خوانش_ده_روز_آخر
#فصل_هشتم
#قسمت_شصت_و_سوم
____🍃🌸🍃🌸🍃____

سریع رفتم پایین. عمار جلو آمد و یک دوربین حرارتی مدل آر.یو ۹۰ تحویلم داد و گفت:«برو بالا و گرای دشمن رو بده تا ما بزنیم.»
همین کار را کردم. سریع برگشتم بالای تل و گرای تک تک قبضه های خمپاره و یا ۲۳ هایی که به سمت ما می زدند را به عمار می‌دادم و او هم با ادوات هماهنگ می کرد و دخلشان را می آورد.
ساعت ۲ بعد از نیمه شب شده بود که یکی از نیروهای بالای تل آمد پیش من و پرسید:«برنامه عقب‌نشینی داریم؟»
با تعجب و محکم جواب دادم:«نه هرگز» گفت: «توی بیسیم شنیدم که نیروهای فاطمیون دارند عقب میرن.»
خیلی محکم به او گفتم:« این شایعه، جنگ روانی دشمن است و تا ما اینجا هستیم نگران نباشید.»
سریع رفتم پایین تا وضعیت را بررسی کنم. شایعه صحت داشت. دیدم پنج نفر از فاطمیون دارند به سمت خروجی البرنه می روند. رفتم به سمتشان و گفتم: «کجا؟»
گفتند:«فرمانده ما گفته برگردید عقب.»
گفتم:«فرمانده تان کجاست؟»
گفت:«خودش زودتر رفته خلصه.»
با جدیت و عصبانیت گفتم: «فرماندهی که زودتر از نیروهایش عقب نشینی بکنه فرمانده نیست و الان تحت امر یگان ما هستید.»

🔻ادامه دارد...

─‍‌┅🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃┅─
🎁 #عارفان_مجاهد #شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
🔗 | @arefanemojahed
📧 | info@aref-e-mojahed.ir

✅ نشرش با شما
دیدگاه ها (۰)

𝙋𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁹دود هنوز روی میدان نبرد پخش بود. ...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁷صبح روز بعد، هنوز کافئین کامل نرس...

لبخند قاتلپارت²²ویو سلینبعد از تموم شدن کلاس، کلارا گفت باید...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³²ویو میکا_____چند دقیقه...

part 1

#طرح_خوانش_ده_روز_آخر #فصل_هشتم #قسمت_شصت_و_چهارم____🍃🌸🍃🌸🍃__...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط