{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌

‌ ‌

پدر بزرگ مُرد از بس که سیگار کشید!

مادر بزرگ ساعت زنجیردار او را
به من بخشید..
بعدها که ساعت خراب شد!
ساعت ساز عکسی را به من داد که در صفحه ی پشتی ساعت مخفی شده بود
دختری که شبیـه جوانی مادربزرگ نبود . . . !!!

پدربزرگ چقدر سیگار می کشید . . . .
دیدگاه ها (۱)

منو خلسیم لفتیم لالا

فک کنم خلاب کالی کلدم

hoOoOoOoOoraaaaaaaaa666666666666666666666

امروز هم دنبالِ تو در کوچه های جمعه گشتم..جانا نمی دانی مگر...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁷....

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهشتم | فرارشیشه‌ها خرد شدند.جونگکوک فور...

مꥇ𐇽یبوࡄــمت و نیست ازین𐨍 بوࡄــه گریزیتقصیر خود توࡄــت⃘ که ا...

🖤 پناه من𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫 𝐈𝐧𝐭𝐫𝐨 | معارفه شخصیت‌ها🖤 لاناسن: ۱۸ سالشغ...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

p7بعد از تماس عجیب، جنا تصمیم گرفت به خانه برگردد.تمام مسیر،...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وچهارم 𓆪 🖤🥀صدای قفل شدن در، در اتاق پیچید...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت چهل‌وششم 𓆪 🖤🥀اتاق در سکوت فرو رفته بود.اسما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط