{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش از انگشتهای دستانمان

کاش از انگشتهای دستانمان
یاد می گرفتیم
یکی کوچک,یکی بزرگ
یکی کوتاه و یکی بلند
یکی قوی تر و یکی ضعیف تر
اما هیچکدام دیگری را
مسخره نمی کند
هیچکدام دیگری را له نمی کند
و هیچکدام برای دیگری
تعظیم و کرنش نمی کند
آنها کنار هم یک دست میشوند
و کار می کنند
چرا ما انسانها اگر
از کسی بالاتر بودیم
لهش می کنیم
و اگر از کسی پایین تر بودیم
او را می پرستیم
شاید بخاطر همینکه یادمان باشد
نه کسی بنده ماست
نه کسی خدای ما
خداوند انگشتهای ما را
اینگونه آفرید
آری,باید باهم باشیم
و درکنار هم
آنگاه لذت یک دست بودن
را می فهمیم،!!!!
دیدگاه ها (۶)

تنهایی ،هم تلخه وهم شیرین!تلخ چون وقتی تنهامیشی کسی پیشتنیست...

زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودندچیزهای کو...

بسم الله النورو اینک تشکر میکنیم از بزرگ مردی که بار دیگر آز...

ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩﺭﺍ منوط به،ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ!و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :بینش، چیز نیست که گفته...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش اول_پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :انسان، متشکل از روح و ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :انسان، متشکل از روح و ...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

فاصله یک لبخند تا جنون

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۷ با باز شدن در اتاق...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۴: ضیافتِ زهرآگینشبِ بعد، قصر حال و هوای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط