{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁Part_30🍁

🍁Part_30🍁
🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇

🦇ارسلان🦇
ارسلان:پس بزارین ب هم برسیم🥺
آرش:ببین من جلوتونو نمیگیرم اگ هم ت راضی هستی هم اون من مشکلی ندارم
ارسلان:ممنون🧡
آرش:ببین اگ کارات تموم شدع بیا باهم
بریم خونه ما
ارسلان:چشم فقط ی برگه دیگه مونده امضا کنم بریم
آرش:باشع دیانا بهت گف ک امروز بیای خونمون دیگ؟
ارسلان:بله گفت
آرش:عاها

♥️2 مین بعد♥️

ارسلان:بریم
ارش:پاشدم و همون‌طور ک داشتم
بلند میشدم گفتم...بریم
ارسلان:رفتیم پایین گفتم...من با ماشین خودم میام آخه بعدش باید برم جایی
آرش:باش...و بعد رفتم سمت ماشین و سوار شدم ک ارسلان هم پشت سر من داشت میومد

♥️ی ربع بعد♥️

ارسلان:رسیدیم رفتیم بعدش بالا زنگ واحدشونو زدیم ک دیانا اومد باز کرد بابای دیانا حواسش نبود منم ی چشمک ب دیانا زدمو بعد رفتم تو❤️😂
دیانا:سلام بابا سلام ارسلان
مهناز:سلام
آرش و ارسلان:سلام
مهناز:خوش اومدی عاقا ارسلان
ارسلان:ممنون
دیانا:مامانم رف چایی بیاره منم رفتم نشستم سر مبل تک نفره ای ک کنار ارسلان بود
آرش:خب خوش اومدی عاقا ارسلان
ارسلان:ممنون
ارش: فردا چ ساعتی باید بریم فرودگاه
ارسلان:والا اینطور ک ب من گفتن ساعت 12باید فرودگاه باشیم ک دیگع نزدیکای ساعت 1 هواپیما پرواز میکنه
آرش:عاها
مهناز:چایی رو بردم...گرفتم جلوشون و چایی خودمم برداشتم و نشستم...خب عاقا ارسلان چ خبر
ارسلان:سلامتی
ارش:خب ارسلان مامان بابات کجان
ارسلان:من از مامان بابام دور زندگی میکنم یعنی خودم خواستم میخواستم مستقل باشم
ارش:از کجا شروع کردی ک الان ب اینجا رسیدی؟
ارسلان:من از 5 سالگی تا موقعی که درسم تموم بشه پیش مامان و بابام بودم بعدم بهشون گفتم میخوام برگردم ب کشور خودم اونام قبول کردن و من اومدم ایران و ب کمک دوستام اینجا ی شرکت زدمو الان مدیر عامل شرکتم
ارش:خب برای دیانا چیکار میکنی؟
ارسلان:نمیزارم آب تو دلش تکون بخوره
مهناز:خب چجوری این کارو میکنی؟
ارسلان:خب آب بهش نمیدم
دیانا:ی دفعه با حرف ارسلان من و بابام خودمون گرف و من همونجوری ک میخندیدم بالشتو زدم تو سر ارسلان خودشم خندش گرفته بود ولی مامانم کمتر از ما سه تا خندید
ارش:من دوماد بانمک خعلی دوس دارم 😂
ارسلان:😂
دیانا:چاییاتون سرد شد


❤️❤️❤️

لایک و کامنت فراموش نشع🥺
دیدگاه ها (۲)

🍁Part_31🍁🦇❤️آغوش گرم تو❤️🦉🦉دیانا🦉ارسلان:داشتم میرفتم سمت چای...

🍁Part_33🍁🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇🦇ارسلان🦇رفتم تو با عجله از پله ها ...

🍁Part_29🍁🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇♥️صبح روز بعد♥️🦇ارسلان🦇ساعت 7:00 ب...

🍁Part_28🍁🦇❤️آغوش گرم تو❤️🦉🦉دیانا🦉آرش:(تو دلش)ارسلان واقعا پس...

عاقا شده تاحالا حس کنید یکی نگاهتون میکنه؟ رفتم حموم. از حمو...

سلام چطورین? حال دلتون چطوره؟ خوبه؟( خداکنه خوب باشه خودم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط