{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درسینه اش آتش فشانی شعله ور دارد

درسینه اش آتش فشانی شعله ور دارد

رودی که حالا درسرش فکر سفر دارد


من می روم از این حوالی دورتر باشم

بغضم مگر دست از گلوی شهر بردارد!


آن باغبانی که مرا با خون دل پرورد

حالا که می آید به سوی من، تبر دارد!


با این عطش در زیر خاکی سرد می سوزم

گاهی برایم گریه کن! باران اثر دارد


یک روز در آغوش دریا غرق خواهم شد

این رود تشنه درسرش شور خزر دارد


دلتنگم اما دیدنت با دیگران سخت است

دلتنگم و این درد ازحالم خبر دارد،


مانند بیماری که مرگش از عطش حتمی ست

اما برایش آب مثل سم ضرر دارد
دیدگاه ها (۶)

دلداده ی بی چون و چرایت بودمچون سایه رفیق پا ب پایت بودمچشم ...

چشم مستی که مرا شب همه شب می نگریستصبح دیدم که به اندازه یک ...

ایمان دارم به فصلی سبزبه روزی که تو بازمیگردی و دیگر من نیست...

تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی و بی شک دیگران بیهوده م...

درسینه اش آتش فشانی شعله ور دارد رودی که حالا درسرش فکر سفر...

در سینه اش آتش فشانی شعله ور داردرودی که حالا درسرش فکر سفر ...

در سینه اش آتش فشانی شعله ور دارد رودی که حالا درسرش فکر سف...

در سینه اش آتش فشانی شعله ور داردرودی که حالا درسرش فکر سفر ...

در سینه اش آتش فشانی شعله ور داردرودی که حالا درسرش فکر سفر ...

در سینه اش آتش فشانی شعله ور داردرودی که حالا در سرش فکر سفر...

در سینه اش آتش فشانی شعله ور داردرودی که حالا درسرش فکر سفر ...

آن باغبانی که مرا با خون دل پروردحالا که می آید به سوی من، ت...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆لایک و بازنشر یادت نره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط