دخترباغبان

#دختر_باغبان 🌱

#پارت_65

+اگه بری زن بگیری منم شوهر میکنم.

ــ کی تورو میگیره؟

+الکس.
معلوم بود عصبانی شده بود.

ــ یه بار دیگه اسم اون حرومزاده رو بیار تا همین جا خفت کنم.(جدی)

+دروغ نگم از لحنش ترسیدم.
سرمو انداختم پایین که باهاش چشم تو چشم نشم.
آخه ا/ت نمیتونی دو دقیقه دهنتو ببندی.
اشتهام کور شد غذا رو سرشو بستم و گذاشتم روی میز کنار تخت بیمارستان دراز کشیدم و پتو رو انداختم روی سرم و سعی کردم بخوابم.
حداقل اگه می‌خوابیدم کمتر حرف میزدم.
داشتم خواب میرفتم که دستی دور کرم حلقه شد.

+اینجا بیمارستانه.

ــ برام مهم نیست.
راستی ببخشید روت داد زدم.

+اشکالی نداره تقصیر خودم بود.

.............پرش زمانی به مرخصی ا/ت

+یونگی کمکم کرد و لباسامو پوشیدم.
لونا هم اومده بود از اولش جیمین و لونا زل زده بودن به هم یعنی یه روزه باهم اکی شدن.
یونگی هم تعجب کرده بود از رفتار این دوتا.

+لونا(داد)
لونا لونا
لونا خانم که اصلا تو باغ نیسن.

لونا:ها چی شده؟(شک)

+هیچی به کارت برس.

لونا:کدوم کارم.

+بیا تا بهت بگم.

لونا:خب بگو(اومد کنار ا/ت)

+خجالت نمی‌کشی نگاه پسر مردم میکنی؟

ادامه دارد................🌱

کامنتا خالی نباشه وگرنه پارت نمی‌دم 🌱
دیدگاه ها (۴)

#دختر_باغبان🌱#پارت_66لونا:نه خجالت نمی‌کشم.+چشم غره ای بهش ر...

#دختر_باغبان #پارت_67ــ عجب حالا میخوای چیکار کنم؟+بیا کمکم ...

#دختر_باغبان🌱#پارت_64تو همین حین داشتیم حرف می‌زدیم که شوگا ...

#دختر_باغبان 🌱#پارت_63 +خودت بهش بگو جیمین:نمی‌شناسمش.+اسمش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط