#لحضه_عاشقی.                                 48

#لحضه_عاشقی.                                 48

اسیع :که یهو دروک اومد حاضر شد رفتیم نوبت گرفتیم
رفتیم تو اتاق دکتر داشت معاینم میکرد به از تموم شدن به پرستار گفت

دکتر :پرستار میشه بری اقای اتاکول رو صدا بزنی

پرستار:سلام اقای اتاکول دکتر شما رو صدا می زنن

دروک:باشه ای گفتم رفتم تو اتاق
دکتر چیزی شده

دکتر :یه خبر خوشی براتون دارم

دروک:چه خبری؟

دکتر:بابا میشین

دروک:چی
              (همزمان)
اسیع:چی

دکتر:ببخشید کار دارم الان میام

اسیع :دروک یعنی چی

دروک:نمی‌دونم باید یه کاری کنیم

اسیع :رفتیم خونه رفتم رو تخت نشستم داشتم گریه میکردم
یعنی چی یعنی من الان با بچه دروک حا*ملم؟

دروک :رفتم تو اتاق اسیع داشت گریه میکرد
اسیع ؟اسیه؟خوبی؟

اسیع :بنظرت خوبم هاااا بنظرت خوبم تو زندگی منو سیاه کردی نذاشتی درسمو ادامه بدم وبد تر از همه الان منو تو سن18سالع حا*مله کردی (با داد خیلی زیاد)

دروک:اسیع اروم باش
چیکار میکردم اروم نمی شد رو تخت دراز کشیدم که بخابم بارون خیلی شدید می‌بارید صدای رعد و برق ها همه جارو گرفته بود

اسیع :دروک خوابیده بود منم خیلی از صدای رعد و برق می ترسیدم
دروک رو تکون دادن دروک؟دروک

دروک :چیشده؟(با چشای خواب الود)....

#ادامه_دارع
دیدگاه ها (۲)

اجبار به بدبختی پارت ۱۲

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part67سعید سوشرتشو انداخت رو بازوهامو حرکت کر...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

رمان سوم پارت بیست و سوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> فردا ...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

عضو. ۸ Bts

رمان عشق ممنوع

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

فلش بک به دو ماه بعد امروز رفتیم ببینیم بچه دختره یا پسرتو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط