{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گـُمـــــٰٰـان کــــردم قصــــدت از آبی که پشـــت ِِِِ سَ

گـُمـــــٰٰـان کــــردم قصــــدت از آبی که پشـــت ِِِِ سَـــرَم ریـختی ایـــــــن بود . . . . ؛

کــــــــــه ؛

« به سـلامََـت بـَـرگـََََــردَم » . . . .


امـــــــــــــــــٰٰـا نــــََــه . . . .

قصـْـــدَت ؛

« پــاک کــردن ِِِِ ردپـــایـََـم » بـــــود. . . .

خواستی راه برگشت را گُـم کنــم . . . .


تــــــُـــــــــــــــــــــو . . . .


هــــــــــوای دیـگــــری در سـَــر داشتــی. . . .
دیدگاه ها (۵)

بوی گندخیانت تمام شهر را گرفته !مردهای چشم چرانزن های خائندخ...

اگر زنی را نیافته‌ای که با رفتنشنابود شویتمام زندگی‌ات را با...

کارم را تمام خواهد کرد یک روز!نه بی بهانه رفتنتنه انتظار برگ...

چه تفاهمی...؟هر دو"دل"دادیم...من به تو...تو به او...هر دو می...

اسکات فوق سنگین و سر سام اوراین هایی که می گن با امپول این و...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۵🦋)✥(ویو لوین کاترین)خوابم نمیومد...حتی یه ذر...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۴: لمسِ سردِ حقیقتپاهام انگار به ز...

رمان: گرفتار توپارت چهاردهم (بخش اول: قدرتِ بی‌رحمانه)صدای ض...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

سلااام سلاااام 😼🎀چه‌طورین خوشگلایه خاله ✨️💕خب من امروز باید ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part28پسره کنارم نشست+سلام چطوریمن:خوبم +بریم...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

دختر و پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط