{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟
من که امشب خوب بودم پس پریشانم چرا؟

باز هم از پنجره رفتم نگاه انداختم
آسمان صاف است پس من خیس بارانم چرا

خانه ام سقفش چرا اینقدر پایین آمده؟
بین این دیوارها درگیر زندانم چرا ؟

من که با هر خاطره یک دانه اشک انداختم
تلخ تر دارد می اید فال فنجانم چرا؟

مثل این گل آخرش یک روز پرپر می شوم
دوستم_دارد ؟ ندارد؟ نه ! نمی دانم چرا؟
دیدگاه ها (۱)

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴ویو لیلی ___صداها کم‌ک...

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟من که امشب خوب بودم پس...

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟من که امشب خوب بودم پس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط