{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p11
جونگکوک نفس عمیقی کشید. او می‌دونست اگه حتی یک کلمه اشتباه بگه، کل نقشه‌اش نقش بر آب میشه. با لحنی که سعی می‌کرد کاملاً سرد و رسمی باشه گفت: «آقای مدیر، تهیونگ به خاطر شرایط خاص فیزیکی‌اش (امگا بودن) دچار افت فشار شدید شد. من بهش گفتم تا وقتی بقیه میرن، توی کلاس بمونه که کسی متوجه حال بدش نشه و آبروش نره. قصدم فقط این بود که تا ماشین ببرمش تا بتونه برگرده خونه. آیا مراقبت از دانش‌آموزِ بیمار جرمه؟»
مدیر سکوت کرد. نماینده کلاس که داشت از ترسِ لو رفتنِ طرفداری‌اش به جونگکوک عرق می‌کرد، به حرف اومد: «آقای مدیر، من هم دیدم که تهیونگ حالش خوب نبود… رنگش مثل گچ سفید شده بود.»

در همین حین، درِ دفتر باز شد و گون‌شیک، با لبخندی موذیانه و چشمانی که از خشم می‌درخشی، وارد شد.

«عجیبه! چون من وقتی داشتم از جلوی کلاس رد می‌شدم، صدایِ…»
همون موقع تهیونگ وارد دفتر شد. امگایی که حتی دفتر معلما رو بلد نبود، حالا به خاطر جفتش با گردن کبود که روش دو چسب زخم به صورت ضربدری چسبونده بود وارد دفتر مدیر شد.
- آقای مدیر ببینید، جای زخم رو گردن تهیونگ همه چیز رو توضیح میده. ببینید امگای بیچاره چطوری جای زخمش رو با کرم پودر و چسب زخم پوشونده...
تهیونگ، نترس! اگه آقای جئون مجبورت کرده این کار رو بکنی یا اذیتت کرده، همین الان بگو…
گوان شیک دستش رو سمت گردن تهیونگ دراز کرد تا چسب زخمش رو بکنه. اون نگاه معصوم و چشم های براق تهیونگ جای خودشون رو به نگاهی قاطعانه و مصمم داد طوری که حتی مدیر رو پس میزد. با همون نگاه دست گوان شیک رو پس زد.

دستش رو روی یقه ی لباسش گذاشت و درحالی که به چشم های گوان شیک خیره شده بود گفت:« به اون دست نزن. با دستات کثیفش می‌کنی.. »
چسب زخم رو کند. نگاهش بین مدیر و گوان شیک میچرخید.
زیر چسب زخم، پوست تهیونگ کبود شده بود.
- این به خاطر سو استفاده نیست، آقای مدیر. جئون جونگکوک جفت منه. اگر جای زخم و کبودی رو گردن منه چون خودم ازش خواستم.
قدمی به سمت جونگکوک که با بهت و غرور بهش خیره شده بود برداشت و دستش رو گرفت و گفت :«این یه پیوندِ قانونی و ثبت شده‌ست. حالا می‌تونید به خاطرِ دخالت در حریمِ خصوصیِ یک جفت، از ایشون (با اشاره به گون‌شیک) شکایت کنید، یا همچنان می‌خواید به شایعاتِ مسخره‌ی آقای گون‌شیک گوش بدید؟»
دیدگاه ها (۰)

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p12نگاه آقای مدیر بین هر سه نفرشون، جونگکوک، ته...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p13تهیونگ درحالی که گریه میکرد گفت. جونگکوک عین...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p10دستاش تقریبا میلرزید، نباید شغلشو از دست می‌...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p9حل کردن اون سوال به شنیدن این حرف از زبون جون...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p3کم کم بوی تمشک شیرینش تو کل کلاس پخش شد. + ا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط