{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـن یـکـــــ زنــ ـــ ــم ...

مـن یـکـــــ زنــ ـــ ــم ...
هـــر چـقــدر هـــم که ادای محـکــم بــودن را دربـیــاورم !
هـر چـقدر هم که ادای مسـتـقــل بـودن داشته باشم ...
ایـنــکه " مـمـنـ ــون " !
خـــودم از پـسـش بــرمی آیـم ...
بـاز هـم تـه تهش ...
بـه آن سـیـنــه پـهــن مــردانـه ات نـیــاز دارم !
بـه دسـت هـایت حـتـی ...
نـمــی دانـی چـه لــذتــی دارد ...
وقـتــی " تـو " از خـیــابــان ردم مـی کـنــی...!
دیدگاه ها (۱۰)

لطفــــــــــــاً ...طــــــوری خاطــــــره بسازیــــــد ......

همه چیز را یاد گرفته ام !یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریمی...

بعضی وقتا سکوت میکنیچون اینقدر رنجیدی که نمیخوای حرفی بزنی…ب...

این جهان پر از صدای پای مردمیست،که هم چنان که تو را می بوسند...

پارت پنجاه‌وهفتم | صبحِ آرامجئون جونگ‌کوکنور صبح آروم از پنج...

پارت پنجاه‌ونهم | خونه‌ی لاراجئون جونگ‌کوکبالاخره رسیدیم کره...

چند پارتی تهیونگ

پارت سی‌وششم | پیدات کردم، نترس... جئون جونگ‌کوککوچه‌به‌کوچه...

فیک : بین راندها

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

پارت پانزدهم | چرا ازم دفاع کردی؟بعد از تمام شدن کلاس...همه ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط