{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:

:
رفتم جلو در خونه دوس دخترم
بهش اس دادم:  «عزیزم من رسیدم جلو در خونتون»
یه نیم ساعت منتظر موندم دیدم جواب نمیده
خلاصه بعد یه ساعت دوباره پیامی رو که دادم چک کردم
دیدم س رسیدن رو نذاشتم
هیچی دیگه الان خاطراتم رو مرور میکنم
دیدگاه ها (۱)

ر کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت:مسخره …منم گفتم : اسم با...

:زنان ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭼﻮﺑﻬﺎﯼ ﺧﯿﺴﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﻪ ﻣﯿﺴﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﻧ...

:دختره اومد مغازه ام بهم گفت یه سس مایونز بدید ،گفتم : بهروز...

لقمان رو بردن تو پارتی گفتن: اینجا پره بی ادبه، برو ادب یاد ...

دوستان نظاره کنید من اوه روزی یه گارت میدم عوضش تا ته ته مین...

dark love

رمان: قلب در تاریکی

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

یکی تو کامنت ها نوشته خوبه حالا اونجا آزادی بیان هست !!!وگرن...

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

رمان:(تا وقتی که عاشقت بشم)

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط