{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انسانیت زمانی مرد که مفت خورها روی تخت خواب خوابیدند. ...

انسانیت زمانی مرد که مفت خورها روی تخت خواب خوابیدند. ...
اما کودکی سر بر سنگ میگذارد تا بخواد. ...
دیدگاه ها (۵)

وهمه لحظه های من که آغشته توست تو را دوست دارم به خا...

بخار روی چای می گوید فرصت اندک است!زندگی را تا سرد نشده باید...

پیاممان برسد به گوش غاصبان حرم ...که بسته جام و دل شیعیان به...

مرگتدریجی انسان ها نزدیک است

تو منو دوست داری؟پارت ادامه ۳۰انیا: اما من فقط یک تخت دارم ...

پارت ۳

بارالها سوخت دیگر جان غم پروردهاریختند آتش به جان تشنگان، دل...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

ویوخواب سوهی+ وقتی چشمام رو باز گردم روی سندلی بسته شده بودم...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط