من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت
من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت
من به فرد ِ رو به رویی، لحظه ی خندیدنت
من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی...
یا نسیمی که رها می چرخد اطراف ِ تنت
من حسادت می کنم حتی به دست ِ گرم آن...
شال ِ خوشرنگی که می پیچد به دور ِ گردنت
هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت میکنم حتی به قلب ِ دشمنت
کاش هرکس غیر ِ من،ای کاش حتی آینه...
پلک هایش روی هم میرفت وقت ِ دیدنت•●•●•
من به فرد ِ رو به رویی، لحظه ی خندیدنت
من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی...
یا نسیمی که رها می چرخد اطراف ِ تنت
من حسادت می کنم حتی به دست ِ گرم آن...
شال ِ خوشرنگی که می پیچد به دور ِ گردنت
هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت میکنم حتی به قلب ِ دشمنت
کاش هرکس غیر ِ من،ای کاش حتی آینه...
پلک هایش روی هم میرفت وقت ِ دیدنت•●•●•
- ۲.۵k
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط