{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اگر نباشم؛ هیچ اتفاقی نمی افتد؛ خیابانی بسته نمی شود؛

من اگر نباشم؛ هیچ اتفاقی نمی افتد؛ خیابانی بسته نمی شود؛ تقویمی در هم نمی ریزد! تنها موهای مادرم کمی سپیدتر، اقواممان چند روز آسوده از کار و خواهرانم پس از چند روز خاطراتم را در ویترین طلافروشی ها فراموش می کنند. و شاید.. فقط گورکنی را کمی خسته کنم... . . . . و آنگاه است ک تنها آغوش سرد خاک همدمم میشود... ای کاش از همان اول رفیق تنم خاک بود نه دستان گرم تو... آن دستانی ک روزی خیلی سخت سرد شدند... دوباره زندگی ام در تنهایی معنا پیدا میکند... آخ ای کاش هرگز طعم دوست داشتنت را نمیچشیدم... ای کاش هیچ گاه تو را طلب نمیکردم... اما دیگر افسوس هایش باشد برای تو... بر سر قبرم آنقدر گریه کن تا شاید... بجای من، گلهایِ رو قبرم جان بگیرند... سردیِ اعتمادت مرا کشت نه چیز دیگر... از ناله هایت نمیخوانم هبچوقت... اما باز بدان ک مرا سردیِ نگاهت ز رکاب این دنیا پیاده کرد... اشک بریز تا دریا شود درون قبرم... اما باز من تنهایٍ تنهایم بی تو...بدونِ حضور تو...
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺳﯽ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﻡ ... ﻫﺮﺭﻭﺯ ﻋﺼﺮ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ﺩ...

حالم خوبه ولی گذشته ام درد می کنه!

دلم برای کودکیم تنگ شده... برای روزهایی که باور ساده ای داشت...

ﺗﺎ حالا‌ ﺷﺪﻩ... ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺯﯾﺮ ﺩﻭﺵ ﺑﻪ ﮐﺎﺷﯽ ﻫﺎﯼ ﺣﻤﻮﻡ ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯿﺸﯽ غ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت هشت

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ چند دقیقه بعد، ...

پارت پنج

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۶: «اولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط