{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیم به پدربزرگم که دیگه پیشم نیست :'(و مهر او مهر خدایی

تقدیم به پدربزرگم که دیگه پیشم نیست :'(و مهر او مهر خدایی

MªryªM

او چو مرغی خسته از پرواز
می نشیند بر درخت خشک پندارم
شاخه ها از شوق می لرزند
در رگ خاموششان آهسته می جوشد
خون یادی دور
زندگی سر میکشد چون لاله ای وحشی
از شکاف گور
از زمین دست نسیمی سرد
برگهای خشک را با خشم می روبد
آه ... بر دیوار سخت سینه ام گویی
نا شناسی مشت میکوبد
بازکن در ... اوست
باز کن در ...اوست
من به خود آهسته میگویم
باز هم رویا
آن هم
اینسان تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلکهای خسته را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت میکوبد
باز کن در ... اوست
باز کن در ... اوست
دامن از آن سرزمین دور برچیده
ناشکیبا دشتها را نور دیده
روزها
در آتش خورشید رقصیده
نیمه شبها چون گلی خاموش
در سکوت ساحل مهتاب روییده
باز کن در ... اوست
آسمانها را به دنبال تو گردیده
درره خود خسته و بی تاب
یاسمن ها را به بوی عشق بوییده
بالهای خسته اش را در تلاشی گرم
هر نسیم رهگذر با مهر بوسیده
باز کن در ... اوست
باز کن در ... اوست
اشک حسرت می نشیند بر نگاه من
رنگ ظلمت میدود در رنگ آه من
لیک من با خشم میگویم
باز هم رویا
آنهم اینسان تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلکهای خسته را بر هم
دیدگاه ها (۹)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۴: وقتی صبر پادشاه تموم شداتاق هنوز بوی ت...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮._ داری..چیکار.......

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 112✦...................

چند پارتی درخواستی

میخواهم تو را فراموش‌کنم...دراز میکشم، هنزفری را در گوشم میچ...

میخواهم تو را فراموش‌کنم...دراز میکشم، هنزفری را در گوشم میچ...

بارالها....ای آرام کننده دلهای مضطرب ای روشنی بخش دیدگان گر...

روز اول پیش خود گفتمدیگرش هرگز نخواهم دیدروز دوم باز میگفتمل...

روز اول پیش خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگ...

شعر#مادر#فرزند_مسلول_مادر...باز کن!مادر ببین....از باده ی خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط