{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شبها...

این شبها...

در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...

و
تازیانه های "غم" به دلم ریش می زنند...

جلاد بی رحم "حسرت"

طناب "بغض" به گردنم می آویزد...

و توده های

ابرهای سیاه بارانی

"چشمانم" را احاطه کرده اند.

این یاغیان بی انصاف

مرا به هلاکت می رسانند...

پس تو

کجا مانده ای ...؟!
دیدگاه ها (۱)

تو آخرین کسی هستی که اولین بار....(four-leaf clover)عاشقش شد...

کجایی مرگ؟چرا دیگر سراغ از من نمی گیری؟کجایی مرگ؟ مگـــر از ...

وقتی تنهای وقتی بی کسی وقتی هیچ کس کنارت نیست دست بکن توی دم...

ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﻮﭼﮑﻢ ... ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻬﺪﯼ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ .... ﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ....ﺍﻧﮕ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط