بچه ها یه چیز بگم از این رمان

بچه ها یه چیز بگم از این رمان
ببینین قبلا ات و جونگ کوک باهم بودن و عاشق هم بودن ولی یه روز ینفر یه عکس لخت از ات با یه مرد دیگه که داشتن کارای بد بد میکردن میفرسته و جونگ کوک باور میکنه و از اون موقع جونگ کوک از ات متنفر میشه و واسه همون جونگ کوک اینقد با ات سرد رفتار میکنه ولی نمیدونه که این عکسا فتوشاپ بودن ولی در آینده میفهمه:)))
دیدگاه ها (۶)

سال نو مبارک✨🎉 ♡¹⁴⁰²♡

#part16که یهو در با شدت زیادی شکست..و باعث شد با شدت زیادی ب...

#part15"دو هفته بعد"ا.ت؛ تقریبا دو هفته از اون ماجرا میگذره ...

#𝗉𝖺𝗋𝗍14شب شده بود همینجوری داشتم تو خیابونا میچرخیدم که اخر ...

پارت15فصل 12سال بعد الان سه سال میشد که ات اون جات ات هنوزم ...

پارت11فصل1ات داشت داخل حیات دور میزد که رسید به حیات پشتی ا...

پارت17فصل1صبح روز بعدات صبح بیدار شد و دید کوک هنوز خواب داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط