{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حال سوختنم پا به پای افکارم

در حال سوختنم پا به پای افکارم
نام تو را میآورم لا به لای اشعارم

شب شد سحر شد صبح شد آخر چرا
من همچنان از تب عشق تو بیمارم؟

جدی نمیگیری مرا من چه کنم؟
بی تو تمام لحظه ها را سخت بیدارم

هر چه گذشت ثانیه،روز و هفته ها
من بیشتر عشق تو را به دل دارم

تو راحتی بی من و من هم همچنان
نام تو را میآورم لا به لای اشعارم
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۴ پشت غرورتاِما چند ثانیه به پیام خیره موند.دوباره گوش...

پارت پنج بعد از چند ساعت تمرین سخت و نفس‌گیر، بالاخره مربی ا...

رویایی واقعی اما مانند دروغ

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

میبخشی پارت ۵

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط