نام سناریو: از اجبار تا علاقه
نام سناریو: از اجبار تا علاقه
پارت: یازده
لیرن(خواهر لئو): سلام ممنون، لئو هست؟
میلن(من): نه رفته بیرون، میخوای همینجا منتظر بمونی تا بیاد؟ اخه یکم دیگه کارش تموم میشه.
لیرن(خواهر لئو): باشه، ممنون.
میلن(من): چیزی میخوری برات بیارم؟
لیرن(خواهر لئو): نه ممنون.
میلن(من): باشه.
لیرن(خواهر لئو): با برادرم کنار میای؟
سرمو انداختم پایین.
میلن(من): حقیقتش نه اما نسبت به قبل میونمون بهتر شده وقتی هم که فهمیدیم قرار داد بین خانواده هامون غیر قابل لغوه کم کم داریم با هم کنار میایم.
لیرن(خواهر لئو): که اینطور حتما تحمل برادرم برات سخته.
اروم خندیدم.
میلن(من): خیلی.
لیرن(خواهر لئو): روت دست که بلند نکرده؟
میلن(من): نه تا حالا چنین کاری نکرده.
لیرن(خواهر لئو): که اینطور، خداروشکر.
.....
#پایان_پارت_یازده🤗🌺
پارت: یازده
لیرن(خواهر لئو): سلام ممنون، لئو هست؟
میلن(من): نه رفته بیرون، میخوای همینجا منتظر بمونی تا بیاد؟ اخه یکم دیگه کارش تموم میشه.
لیرن(خواهر لئو): باشه، ممنون.
میلن(من): چیزی میخوری برات بیارم؟
لیرن(خواهر لئو): نه ممنون.
میلن(من): باشه.
لیرن(خواهر لئو): با برادرم کنار میای؟
سرمو انداختم پایین.
میلن(من): حقیقتش نه اما نسبت به قبل میونمون بهتر شده وقتی هم که فهمیدیم قرار داد بین خانواده هامون غیر قابل لغوه کم کم داریم با هم کنار میایم.
لیرن(خواهر لئو): که اینطور حتما تحمل برادرم برات سخته.
اروم خندیدم.
میلن(من): خیلی.
لیرن(خواهر لئو): روت دست که بلند نکرده؟
میلن(من): نه تا حالا چنین کاری نکرده.
لیرن(خواهر لئو): که اینطور، خداروشکر.
.....
#پایان_پارت_یازده🤗🌺
- ۴۸
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط